بانزدیک شدنمون به روز تولد دل آرا گلی دیگه واقعا با سئوالات و زمانی که چند بار باید بخوابم تا تولدم بشه

مارو کلافهکلافه کرده ، روز سه شنبه گذشته مهد کودک خانمی وقتی اینقدر شوق  رو دیدند گفتند

کهمیتونید ٢ هفته زودتر براش تو مهد جشن بگیریدهوراای بچم اینقدر ذوق زده بود که تا ٢ شب روز

دوشنبه بیدار و هی کی صبح میشهلبخندصبح سه شنبه هم که بایه خانمی گفتن از خواب بیدار شد و

سریع لباس پوشید وبردمش مهد (البته مرخصی گرفتم)توی راه هم که هی استرس داشت مامان

صندلی رنگیهارو چیدند وای چرا نمیرسیم خندهبا این جشن فکر کردم که راحت شدم ولی از دیشب

شروع کرده که تولد واقعی کی شروع میشهکلافهکلافه

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
اریک

محبوسانی در بند ، بینوایانی در ظلمت از ضجه ها و ناامیدی های کودکانشان به ستوه آمده و از اربابانشان به ستوه تر ....پشیز ناچیز حاصل از زحماتشان را برای اجاره بها میپردازند و به تهیه شیر و نان و قوت روزانه شان .... به ساکت کردن هق هق کودکانشان به وقت گرسنگی ..عفریت ناامیدی و گرسنگی به جان خود ایشان نیز چنگ میزند .... زمستان و تابستان فصل اندوه ایشان است .نیمه شبان خواب زده میشوند ..برمیخیزند ...و گهواره کودکان رنجورشان را تکان میدهند یا برای بزرگترهای سرشار از سیاهی ناامیدی لالایی میخوانند شانه میزنند و رفو میکنند و شستشو ... مسابند و میپزند و میپیچند و در کف سرد خانه هاشان میخوابند ... غم این برده گان گنگ سنگین تر از ان است که به نظم دراید ....

نوشین مامان هستی

دل آرا جونم تولدت خیلی خیلی مبارک باشه خاله[دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست] عکسم برامون بزار[عصبانی]

شبنم مامان آوین

اخی عزیزم قربونت برم که بی صبرانه منتظر تولدت هستی[ماچ][قلب][قلب][قلب] مبارک باشه [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][قلب][ماچ][ماچ][ماچ]

ننه گلی

سلام چه دنیاییه ها همه عین همیم. تولد گل دختر مبارک باشه [گل]

نسیمه-مامان آرتا

تولدو بگو.هورااااااااااا[دست][گل][دست][گل][دست]