راستگویی

ای بچه ها   راست بگین          هر چی خدا خواست بگین   

  راست بگین بالا میرین            از اینجا تا خدا میرین           

اونوقت میشین دوست خدا          یه دوست خوب و با وفا 

در پی آموزش این هفته که راستگویی بوده خانمی مامان همه مواردی رو که تو مهدشون بهش اشاره میشه رو تو خونه انجام میده و به قول خودش راست گفتن و دروغ گفتن رو میفهمه که چیهلبخندامروز هم که اتاق خانمی رو یه نظافت کلی کردم و خیالم راحت شد و عصر هم یه مسئولیتهای کوچیکی رو بهش دادم که انجام بده تا تو اینکار شریک بشهبغلعصر هم با هم پیاده روی کردیم چون واقعا هوای خوبیه و مثل اول بهاره و لذت بخشه  و بعدش هم براش یه سی دی دیگه  (سرود تولد) گرفتم که هوراشادمانی کردخندهو مامان مامان دوست دارم و طبق معمول دست بوسیدن و صورت بوسیدن هاش هم که تمومی نداره رو انجام داد و کمی هم اتوبوس سواری کردیم و رفتیم خونه مادر جونچشمکاین روزها هم حس مادرانه بهش دست میده راه براه عروسکشو بغل میکنه و شیر از یخچال بر میداره بهش میده رو پاهاش میخوابونه و صبح که میره مهد میده بهم و میگه نمی تونم ببرمش چون مانی بد خوابش میکنه به هرحال کلی ماجرا داریمماچامروز ظهر هم که اومد خیلی خوشحال بود و میگفت مامان خاله فاطی آدرس وبلاگمو میخواد تا بره تو کامپیوتر خونشون ببینه وای من خوشحالم خندهخاله منم خوشحالم و تشکر میکنم قلبخاله فاطی مربی مهربون سال گذشته دخمل مامانه و خیلی برای دل آرا زحمت کشیده و بسیار هنرمند و دوست داشتنیهبغلچهارشنبه هم که منتظر آرتا جون و نسیمه جونیم و کلی شادی میکنیم بای بای

/ 6 نظر / 7 بازدید
farima mamane vala

سلام مامی مهربون[ماچ][بغل][قلب] ما اپ کردیم بدو بیا که منتظریم[چشمک][ماچ][بغل][قلب][گل][خداحافظ]

پانیذ

اولین سالگرد تولد وبلاگتون مبارک . صد سالگیشو تبریک بگم .... انشا الله واسه نوه هاتون بنویسین . [ماچ][بغل] به روز و بهروز باشین . بدرود .

رضا

سلام وبلاگ جالبیه اینجوری که معلومه وبلاگها همه خانوادگی شده خوشحال می شم یه سری بزنین