خونه تکونی

دیروز عصر با خانمی رفتیم خرید برای خونه
خانمی توی سبد فروشگاه نشسته هر چی رو که دوست داشت مثل آهن ربا می گرفت
به قول خودش لازمه دیگه .نزدیک عیده
بعد اونجا هم با هم ساقه بید مشک و گل پامچال گرفتیم اومدیم خونه
وای حالا باقی ماجرا:
 روز پادشاهی دل آرا خانم سرسره روی سرامیک و بپر بپر
نازدار مامانی به من کمک میکرد اتاقشو مرتب کرد بعد گل پامچالشو برد توی اتاقش هی راه به راه مامانی آب بده گلم تشنشه
دل آرا:مامان گلم معده هم داره
مامان: نه عزیزم ریشه داره
دل آرا: حتما قلب داره
تمامی سوالات پزشکی رو پرسید وقتی تموم شد خیالش راحت شد با کیف لوازم پزشکی خودش شروع به معاینه گلش کرد.
امروز هوا بارونی و سرده فردا هم که تعطیله ادامه خونه تکونی رو انجام میدیم 

/ 2 نظر / 3 بازدید
مامان آرتا-نسیمه

چه حال و هوای خوبی داره این روزهای خونه تکونی[بغل][قلب][تایید]