دل آرا و اتوبوس سواری


دیروز دل آرا خانم خودش تصمیم گرفت که هر وقت از سر کار اومدم بریم سینما و بعدش هم اتوبوس سواری............................
دل آرا: سلام مامانی من حاضرم بریم دیگه.
مامانی: کجا عزیزم
دل آرا: ای بابا یادم رفت .سینما دیگه
به هر حال خانمی رو بردم سینما بعد از خوردن خوراکیها خسته شد وسط دیدن فیلم حالا بریم دیگه.........
................................................................
وای فکرشو بکنید سوار اتوبوس اونهم ۵بار یه خیابونو بری و بیای...حالا که فکرشو میکنم میگم عجب بچه ای ها همش دوست داره تکرار کنه..
مثلا زی زی گلو رو بالای ۳۰ بار دیده هر بار هم که می بینه انگار همین الان برای بار اوله..
دل آرا عشق مامان و بابا است وقتی دیروز بابا کمی ناراحت بود خانمی دوردونه میگفت مامانی هیسسسسسسسسسسسسسسسس بابایی سرش (ناراحنه) (خصه)  می خوره...............
عزیزکم نازگلکم مشکل بابایی هم حل می شه نباید هیچ وقت غصه بخوری
دلبرکم دوست دارم یه عالمه

/ 2 نظر / 4 بازدید
مامان آرتا

الهی زود همه مشکلات بابایی حل بشه و همه شاد باشین[بغل][ماچ][قلب] قربون دخمل ناز مهربون[تایید][ماچ][ماچ]

مزدا

دل آرا خانوم خوشگل اگه نیای مطلبام رو او وبلاگم بخونی من هم مثه بابایی "خصه" می خورم ها!!!!!! منتظرم. مظر هم یادت نره. به داداشم آرین هم سر بزن. مرسی.