سال نو مبارک

مامان دل آرا: یکسال گذشت بای بای سالی پر از تجربه و خاطرات تلخ و شیرین. سالی از موفقیتها و ناکامیها لبخند امسال محمد تونست به شغلی که با اون به یه آرامش نسبی برسه رسید خدا رو شکر راضیم البته اوایلش کمی من و دل آرا دلخور از این مشغله بسیارش بودیم ولی با هم به نقطه تفاهمی رسیدیم و تونستیم با این مسئله کنار بیایمفرشتهامسال پدر بزرگ مهربونمون رو هم از دست دادیم و این بدترین خاطره تلخمون بودناراحتشیرین ترین هم پدر شدن داداش عزیزم بود که خیلی مسرور شدمبغلقلب

...............................................................................................................

  امسال دخترمون بزرگتر شده کاملا با نوروز آشنا شده و خودش هم خیلی کنجکاوه و من هم عصرها میبرمش با هم قدم میزنیم و کلی براش در مورد ماهی قرمز و سبزه و ... توضیح میدم و ٢ کوچه بالاتر از خونمون هم یه نمایشگاه نوروزی دایره و الان ٢ باریه بردمش ولی طبق معمول چون خانم از تکرار این مسئله خوشش میاد بازم امروز بردمشچشمک البته پیک نوروزی هم کمک خوبی برای آشنایی بچه هابوده که بهشون دادنمژهکه بعد از رسیدن این خانم به منزل شروع به انجامش کرد البته همه نقاشی و شعره و جالبشم اینه که به من میگه تو یه صفحش نوشته من برات بیس میزمهتعجب

.............................................................................................................

دیروز هم که اسم خانمی رو تو مدرسه هدایت ثبت نام کردیم و بسیار خوشحال بودم و یه حس خاصی بهم دست داه بود و اصلا فکر نمیکردم که دخترم اینقدر زود بزرگ شده و یه اضطراب خاصی داشتمنگرانبعد عصری به دل آرامیگم وای باورم نمیشه که میخوای بری مدرسه یهو به من میگه غصه نخور همینه دیگه بعدا میخوام عروسی کنم و ۶ تا هم بچه دختر داشته باشم که غش میکنی  تعجب

..........................................................................................................

شب چهارشنبه سوری هم طبق سالهای گذشته مامانم آش رشته مخصوص خودشو درست میکنه و شب هم قراره داداش پیامم بیاد خونم و با دل آرا آتیش بسوزونن و تو کوچه ترقه بازی کنن و به قول  دل آرا قبل (قلب )مردم بیفته و ما حالشو ببریم  که اینم این وروجک خانم از اون دایی جان فیلم دلداه الگو گرفتهخنده

....................................................................................................

بدون هیچ آموزشی این خانم تونسته فقط با دیدن از روی دستم که من چه کار میکنم کامپیوتر رو یاد بگیره در حد خودش مثل : روشن و خاموش کردن . باز کردن فایل mediaplayer , all file و paint و طریقه ذخیره کردن بغلجالبشم اینه که هر وقت میخوام سیستم و خاموش کنم از تو اتاقش صدام میکنه مامان مواظب باش میتونی اگه نه من بیاماز خود راضیاین روزها که دور دور خانم شده و از زمین و هوا هم براش هدیه میرسه از داییها گرفته تا مادر جون که خانم هم عادت کرده و توقع داره هر چیزی که بهش میدیم با کاغذ کادو باشه امروزهم دایی پیام براش یه پفیلا گرفته بود و کادو کرد بهش دادقهقهه

...........................................................................................................

قراره ایشاله چند روز اول عید رو 2 تا مهمون داشته باشیم که خیلی عالیه بغلبعدا بهتون میگم ماچ

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان دیبا و پرند

سلام دوستم کلی دخترمون خانم شده . خوب به سلامتی تکلیف نوه هات هم مشخص شد. [شیطان] سالی پر از شادی و موفقیت براتون آرزومندم. [گل]

سوری مامان عسل

سلام خانومی. پریسا جون پست قبلی رو هم خوندم و دیدم. واقعا دل آرا جون با لباس محلی کلی دلفریبی می کنه. سال نو را به تو و همسرت و غنچه ی باغ زندگیتون پیشاپیش تبریک می گم. دلتان شاد و لبهایتان خندان [بوسه][قلب][گل]

لیلیان و خاله

مامان دلارا آخه چرا ما نمیتونیم نوشته هاتونرو بخونیم......حیف عیدتون مبارک....... دلارا خوشگل دوست داریم

مامان پریسا و پارسا

سلام. اینجا هم تولدت رو تبریک می گم و همچنین سال نو رو. ایشالله سال خوبی در کنار همسر و بچه های گلت داشته باشی. [گل]