یکروز تنها


دیروز بچه های کلاس دل آرا و کلاس بالاتر رو بردند اردو ولی به علت مخالفت بابایی خانمی نرفت .
قرار هم بود که دل آرا نره مهد تا اون روز رو احساس تنهایی نکنه ولی آقای پدر خانمی رو برد
و من خوش خیال هم رفتم سر کار وقتی که زنگ زدم و شنیدم دخملی رفته مهد خیلی ناراحت شدم.
فکر کنید بچه طفلک تنها تو کلاس کوچولوترها وایییییییییییییییییی
ولی خانمی اینقدر فهمیده بود که بهم میگفت مامان چهارسالهارو میبرند.ماهارو نمیبرند
بمیرم برات.
امروز خودم یه جای باحال میبرمش . میدونید کجا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (شهرک دریاکنار )دوستم یه پارتی داره امروز با عسلم میرم جای شما هم خالی24.gif

/ 6 نظر / 6 بازدید
ننه گلي

سلام دلارا خوشگل خانوم من که ننه نارگل باشم متاسفانه بعدازظهرها هم چون دیربرمی گردم شما کجای شمال هستین گرگان؟ راستی قبلا اینجا سرکشیده بودم ولی یادم نیست پیغام گذاشتم یانه. در هر صورت خواستم بگم خوشحالم از آشناییتون[گل]

لیلیان

سلام سلام خوشگله...[ماچ] مرسی اومدین پیش ما مامان دلارا لففففطا بیشتر عکس بزارین از دلارا (لیلیان جینگول فرمودند)[نیشخند][قلب][گل][خداحافظ]

مامان پرنیان(پوپلی)

[ناراحت][ناراحت]دلم واسه دل آرا جون خیلی سوخت. باید حتما یه جای خوب ببرینش که خوشحال شه و دل ما هم خنک شه. [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

نسیمه-مامان آرتا

آخه !!چرا نذاشت بره؟؟[ناراحت]عیبی نداره به جاش با این مامان شادی که داره توی مهمونی حسابی بهش خوش میگذره[بغل]

مریم

آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟!!!!! بچه ها نیاز دارن یه وقتایی با همسن و سالای خودشون باشن تا استقلال فردی رو یه کم تجربه کنن. البته بابا ممد خیلی با تدبیرن حتما دلیله قانع کننده ای دارن. ولی پریسا جونم تو یه مامانه فوق العاده هستی, حسودیم شد به دلارا جون جونی