تعطیلات تابستونی

از روز شنبه که دل آرا جونم تعطیل شد. اول اینکه کل این هفته رو ما

شب بدون استثناء تا ٢ شب بیدار بودیم و با اجازه خانم میخوابیدیم و

 دل آرا خانم هم تا ساعت ١٢ میخوابید بالاخره سلطانی بودقهقهه

٢ روز  تو این هفته هم که خونه مادر جون بودیم و شب هم موندیم لبخند

چون دایی پیمان هم رفته سربازی و مادر جون کلی احساس تنهایی

میکردناراحتکه با بودن دل آرا خیلی خوب بودخنثی

٣ شنبه هم که رفتیم خونه دایی پیام و با کلی بازی با دایی آتیش

سوزوندن خسته و خواب آلود اومدیم خونهخمیازه

امروز هم که جمعه هست و رفتیم خونه عزیز اینها. تازه یادم اومد که ما

روز چهارشنبه هم سینما رفتیم قهقهه

قراره با ثبت نامی که توکلاس نقاشی کردیم خانمی هنر پیکاسو

بودنشو نشون بدهبغل

مامان و بابا

 

 

 

 

 

 

/ 8 نظر / 8 بازدید
مامان دیبا و پرند

سلام دوستم تعطیلات خوش میگذره؟ دخترمون هم که دیگه اخر هنر شده. [گل][دست][گل][دست]

ارغوان

[ناراحت][گریه][قهر][گریه][قهر][قهر][قهر][قهر]

ارغوان

چرا پیش ما نمیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟[ناراحت][گریه][قهر][ناراحت][گریه][قهر][ناراحت][گریه]

ارغوان

چرا پیش ما نمیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟[ناراحت][گریه][قهر][ناراحت][گریه][قهر][ناراحت][گریه]ما که اومدیم [گریه][قهر][ناراحت]

وفا(ترنم عاشقی)

عیدتون مبارک دل آرای ناز را یه بوس کن از جانب من چقدرماشالا عشوه داره ای دخمل ناز[قلب]

گندم

سلام ما هم بهآریا هستیم و خیلییییییییییی خوشبختیم آخه ما هم دایی پیام داریم [لبخند]